در دامنه كوهى بود كه در آن راهها و قطعههائى سرخ و زرد و سيه ديده مىشد همچون رقعه و وصلههائى كه به جامعه مىدوزند لذا به اين مناسبت نماز را ذات الرّقاع گفتند .
2 - اصحاب حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون پاى برهنه بودند و از شدّت گرما به پاهاى خود رقعههائى از پوست و كهنه پيچيده بودند و نماز را با اين حال خواندند از اينرو به اين نام مسمّى شد .
3 - و محتمل است وجه آن اين باشد كه مسلمين به پرچمهاى خود رقعه و كهنههائى وصل نموده بودند .
4 - و امكان دارد از اين جهت باشد كه مردمانى بر دامنه كوه مزبور مرور و عبور كردند كه پاهايشان بواسطه برهنه بودن قاچ قاچ بود فلذا به پاهاى خود رقعههائى پيچيده بودند .
5 - و بالاخره ممكن است وجه تسميه آن به اين نام از اينجهت باشد كه اسم مزبور نام درختى است در مكانى كه جنگ در آن واقع شد يعنى در موضعى كه سه ميل به مدينه مانده نزديك چاه [ اروما ] .
و بعضى گفتهاند [ ذات الرّقاع ] نام قسمتى از آن دشت بوده و مقصود از دشت سرزمين غطفان ( بفتح غين و طاء ) كه محلّ سكونت قبيله بنى قيس بود مىباشد .
كيفيت نماز ذات الرقاع
ابتداء چنانچه گفتيم مسلمين به دو دسته تقسيم مىشوند ، دستهاى در مقابل كفّار به حرب مىايستند و دسته ديگر با امام جماعت مشغول نماز شده و يك ركعت را با او مىخوانند .
بديهى است كه بايد در مكان امنى اقامه جماعت نموده به طورى كه