اينجا براى تدارك آنها حقّ مراجعت ندارد زيرا برگشتن مستلزم بجاى آوردن سجده زيادى مىشود زيرا حقيقت سجده همان نهادن پيشانى به مهر است و عينا اين كلام نسبت به ركوع و واجبات آن صادقست .
سپس مىفرماين :
محل سجده و تشهّد فراموش شده تا ركوع ركعت بعدى است پس اگرچه براى ركعت بعدى ايستاده باشد ولى در عين حال هنوز محلّ باقى بوده و به آن تجاوز از محلّ نگويند زيرا قيام بطور مسلّم و خالص ركن نيست چنانچه مشغول قرائت هم اگر باشد حكم چنين است چه آن كه قرائت و ابعاض آن نيز بطريق اولى ركن نمىباشند ، مؤلّف گويد :
و اينكه مرحوم شارح فرمود [ بطريق اولى ] وجهش اين است كه در قيام با اينكه شائبه ركن بودن هست حكم مزبور را گفتيم ، بنابراين در قرائت كه قطعا ركن نيست بطريق اولى بايد حكم مزبور را جارى بدانيم .
قوله : حتّى تجاوز محلّه : ضمير فاعلى در [ تجاوز ] به ناسى راجع بوده و ضمير مجرورى در [ محلّه ] به منسىّ راجعست .
قوله : لا تبطل لذلك : يعنى نماز بخاطر اين نسيان باطل نمىشود .
قوله : قد يجب له شئ : ضمير در [ له ] به نسيان راجعست .
قوله : او هما : ضمير [ هما ] به سجود و قضاء راجعست .
قوله : و لو لم يتجاوز محلّه اتى به : ضمير فاعلى در [ لم يتجاوز ] به ناسى و ضمير مجرورى در [ محلّه ] و [ به ] به منسىّ راجع بوده و ضمير فاعلى در [ اتى ] نيز به ناسى عود مىكند .
قوله : ما بينه و بين ان يصير فى ركن : ضمير در [ بينه ] به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 185
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٥