تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
محلّ آنها نگذشته باشد لازم است آنها را بياورد زيرا مقتضاى اصل آن است كه آنها را نياورده لاجرم آوردنشان واجبست . و اگر محلّ باقى نباشد نبايد به شكّ اعتناء نموده بلكه حكم آنست كه بنا مىگذارد كه شئ مشكوك را آورده است . سپس مىفرماين : مقصود از تجاوز محلّ مشكوك فيه آنست كه مصلّى از آن جزء بجزء ديگر منتقل شده باشد ، مثلا بعد از گفتن تكبير در نيّت شك كند يا بمجرّد شروع در تكبير و قرائت در نيّت و تكبير مشكوك شود يا بعد از ركوع و در اثناء آن در قرائت و ابعاض آن ترديد كند يا در ركوع شكّ كند بعد از اينكه سجده را تمام كرد يا در اثناء آن واقع شده باشد يا بعد از ايستادن براى ركعت سوّم در تشهد ترديد و شكّ نمايد . و اگر در حال تشهّد يا بعد از آن در بجاى آوردن سجده شكّ نمود در صورتى كه هنوز براى ركعت سوّم نايستاده باشد در اعتناد به شكّ و برگشتن براى اعاده سجده يا عدم آن دو قول است . شارح ( ره ) قول عدم را تقويت و تحسين فرموده و بعد از آن چنين مىفرماين : امّا مقدّمات جزء نظير [ هوىّ ] بضمّ هاء و تشديد ياء به معناى از حالت قيام به سجده مايل شدن يا [ شروع در قيام از حالت قعود قبل از رسيدن بحدّ قيام ] جزء نبوده و انتقال به اين قبيل حالات را انتقال از جزء بجزء و تجاوز از محلّ نگويند چنانچه اجزاء مستحبّه همچون قنوت نيز همينطور هستند . قوله : فى شئ من ذلك : مشاراليه [ ذلك ] جزء ركنى و غير
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 180 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى