نهند و زمانى آن را به دوازده قسم كرد و هرقسمى را اصبع مىخوانند چنانچه اين اصطلاح در علم اسطرلاب رائج و دارج است و وجه تسميه اقسام به [ اصبع ] آنست كه غالبا انسان اشياء را به وجب خويش اندازهگيرى مىكند و هروجب انسان مساوى با دوازده انگشت او است .
و مىتوان گفت وجهش آنست كه غالبا قامت مقائيس به قدر يكوجب است كه معادل با دوازده انگشت مىباشد .
و بهر تقدير اگر شاخص را بمناط اصابع تقدير نموده و ملاحظه كنيم سايه آن را ظلّ الاصابع خوانند و در صورتى كه بملاك اقدام فرض نمايند به سايهاش ظلّ الاقدام گويند .
قوله : و الاصل فيه : يعنى در اين اطلاق .
متن :
( و للعصر أربعة أقدام ) فعلى هذا تقدم نافلة العصر بعد صلاة الظهر أول وقتها ، أو في هذا المقدار ، و تؤخر الفريضة إلى وقتها و هو ما بعد المثل . هذا هو المشهور رواية و فتوى .
شرح فارسى :
[ وقت نوافل عصر ]
مرحوم مصنف مىفرماين :
وقت نافله عصر بعد از وقت مختص ظهر داخل شده و تا زمانى امتداد دارد كه سايه شاخص به قدر چهار قدم نشده باشد و پس از اين وقت آن مىگذرد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
بنابراين تكليف مصلّى آن است كه بعد از خواندن نماز ظهر نافله عصر را در اوّل وقتش بجاى بياورد يا اگر هم مبادرت باتيان آن در اوّل وقت ندارد ظرف اين مدّت يعنى تا سايه به قدر چهار قدم