قوله : فلا يعدم ظلّه : يعنى ظلّ شاخص .
قوله : من ذى العرض : يعنى از بلدى كه عرض آن شمالى است .
مؤلف گويد :
مقصود اين است كه وقتى خورشيد در بروج جنوبى يعنى شش برج ميزان ، عقرب ، قوس ، جدى ، دلو ، حوت باشد هرگز سايه شاخص در بلادى كه در عرض شمالى واقع هستند معدوم نمىشود چه عرضشان بيش از ميل كلّى بوده يا با آن مساوى و يا كمتر از آن باشد .
و اينكه مرحوم شارح [ ذى العرض ] را به شمالى مقيّد نفرمود و بطور مطلق ذكر نمودند جهتش آنست كه نيازى به اين تقييد نبوده و بدون قيد مزبور مقصود و غرض معلوم و مشخّص است زيرا عروض مرصوده و معيّنه همان عروض بلاد شمالى است چه آنكه بلاد معمورهاى كه مسكونه مىباشند كلّا در نيم كره شمالى واقع هستند .
مؤلف گويد :
البته اين توجيه صحيح بوده و نسبت به آن عصر كه قارّه آمريكا كشف نشده بود و در آن سرزمين سكنهاى وجود نداشت صادق مىباشد ولى در اين زمان كه در نيم كره جنوبى نيز بلاد معموره و مسكونهاى همچون آمريكاى جنوبى كه خود مشتمل بر بلاد معموره بسيارى است و نيز سرزمينهاى معمور و آباد جنوبى آفريقا و كلّ اراضى استراليا و بلاد ديگر وجود دارند اين توجيه بىمورد مىباشد .
قوله : مطلقا : چه عرض به قدر ميل و چه بيشتر و چه كمتر از آن باشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 62
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٢