اطلاق كنند چه آنكه قطعا [ بكا ] با الف مقصوره به آن صادق است و در روايت لفظ مزبور آمده بدون اينكه بدانيم با الف مقصوره است يا الف ممدوده بنابراين فى الجمله روايت شامل آن نيز مىشود .
و دليل كسانى است كه بكا مقصور و گريه بىصدا را نيز باطل مىدانند اينست كه گفتهاند :
محتمل است لفظ [ بكاء ] در روايت با الف ممدوده بوده و احتمال با الف مقصوره نيز در آن مىباشد .
مقتضاى اصل عدم مدّ اين است كه نماز به مجرد خروج اشك باطل مىشود .
و سپس در جواب اين دليل مىفرماين :
اين اصل معارض است با استصحاب صحّت نماز زيرا قبل از خروج اشك قطعا نمازش صحيح بود بعد از آن در صحت نماز شك مىكنيم استصحاب صحّت حاكم بصحّت آن است بنابراين هردو اصل با هم تعارض نموده و تساقط مىكنند و تنها شك در عروض مبطل باقى مىماند كه آن هم محكوم بعدم عروض بود و در نتيجه صحّت نماز باقى مىماند .
مؤلف گويد :
بيان مرحوم شارح ( ره ) را مىتوان بتقريرى ديگر تشريح كرد و آن اين كه :
بگوئيم مقصود ايشان از [ اصالة صحّة الصّلوة ] استصحاب صحّت نيست بلكه اصل اصطيادى از مذاق شارع مقدّس اينست كه در عبادات مؤمن بنا بر صحّت است فلذا در مواضع مشكوكه اين اصل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 283
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٣