تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
2 - اگرچه نوره بعد از احراق استحاله شده ولى بعد از آنكه آن را در كارخانه مايع نموده و سپس به صورت خمير و پس از كاغذ شدن جامد مىگردد دو مرتبه اسم ارض به آن برگشته و به اين ترتيب وجودش در كواغذ موجب منع و حرمت نمىشود . بعد مىفرماين : اشكال مصنف بسيار متين است ولى دو جوابيكه ذكر فرموده چندان واضح نيست : اما جواب اوّل : صرف غالب بودن جوهر خليط بر نوره با امتزاجشان با هم به طورى كه هردو در تمام سطح كاغذ منتشر بوده و نمىتوان جزئى را معيّن نمود كه يقين بخلوّ آن از نوره داشته باشد كافى نيست . و اما جواب دوّم : جامد شدن نوره هرگز سبب برگشتن اسم ارض به آن نمىشود چه آنكه صدق اسم [ ارض ] و عدم آن دائرمدار جمودت و ميعان نيست تا بعد از جامد شدن بگوئيم ارض به آن صادقست . قوله : و قال فيها : ضمير مجرورى در [ فيها ] بذكرى راجع است . قوله : من حيث اشتماله على النّورة : ضمير در [ اشتماله ] به قرطاس راجعست . قوله : يردّ اليها اسم الارض : ضمير در [ اليها ] به نوره راجع است . قوله : فانّ اغلبيّة المسوّغ : كلمه [ مسوّغ ] به كسر واو به