البتّه مستحبّ است جاى نماز را مختصر آبى پاشيده و سپس صبر كنند تا خشك شود و پس از آن نماز بخوانند .
و در دخول مسلمين در اين معابد بدون اذن صاحبانش دو احتمال است :
مرحوم مصنف در كتاب ذكرى احتمال داده كه اذن شرط باشد چه آنكه در موقوفات تحصيل غرض واقف لازم است و بسا واقف راضى نباشد بلكه مىتوان گفت قرينه هم بر عدم رضا موجود است و آن اختلاف مذهب ايشان با مسلمين مىباشد .
مرحوم شارح پس از اينكه احتمال مصنف ( ره ) را تقويت نموده مىفرمايد :
وجه عدم لزوم اذن اطلاق اخبار بجواز نماز در اين بقاع است و مىتوان همين اطلاقات را بمنزله اذن قرار داد .
مؤلف گويد :
از جمله اين اطلاقات ، حديثى است كه صاحب وسائل در ج 3 ص 438 به اين شرح نقل مىفرمايد :
محمّد بن الحسن باسنادش از حسين بن سعيد از صفوان بن يحيى از عيص بن قاسم قال : سئلت ابا عبد اللّه عليه السّلام عن البيع و الكنايس يصلّى فيها ؟ قال نعم ، و سئلته هل يصلح بعضها مسجدا ؟ فقال : نعم .
قوله : و لا بأس بالبيعة و الكنيسة : [ بيعة ] معبد نصارى بوده و [ كنيسه ] عبادتگاه يهود مىباشد .
قوله : رشّ موضع صلوته منها : ضمير در [ صلوته ] به مصلّى و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 246
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٦