كلمه [ تعزيه ] بر وزن [ تفعله ] مشتق از [ عزاء ] به معناى صبر است و از همين باب است .
مثال : احسن اللّه عزاك يعنى احسن اللّه صبرك و سلوك .
كلمه [ عزاء ] هم ممدود و هم مقصور استعمال مىشود و مقصود از آن وادار كردن ديگرى است بر صبر و اينكه به او بگويند :
موت امرى است مستند به حضرت حقتعالى كه روى مصالح و حكمى آن را مقرّر فرموده و عدلش مقتضى است كه در اين عالم مرگى باشد تا ظالمين و مظلومين در پيشگاه عدلش در جهان آخرت حاضر شده و به حسابشان رسيدگى شود و نيز صاحبان عزا را متوجه سازند كه در مقابل صبر خداوند متعال ايشان را مأجور و مثاب قرار مىدهد و نيز حكايات و نصايحى كه مشتمل بر مصائب سادات زمان و رؤساى اعصار است و ايشان در قبال آنها صبر و بردبارى مينمودند براى ايشان نقل كنند و بدينوسيله آنان را آرام بنمايند چه آنكه در روايت وارد شده كسى كه مصيبت زدهاى را تسليت دهد مانند او مأجور مىباشد و در روايت ديگر آمده كسى كه زن بچه مردهاى را تعزيت دهد از لباسهاى بهشت به او بپوشانند .
قوله : يمدّ و يقصر : يعنى [ عزاء ] هم ممدود است و هم مقصور قوله : و المراد بها : ضمير در [ بها ] به عزاء راجعست .
قوله : من عزّى ثكلى : كلمه [ ثكلى ] يعنى زن بچه مردّه .
متن :
و هي مشروعة « قبل الدفن » إجماعا « و بعده » عندنا ؟
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ص : تعزيه قبل از دفن و بعد از آن مشروع است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 533
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٣٣