اين استحباب در چهار انگشت باز تا يك وجب بوده نه بيشتر از آن و جهتش آنست كه قبر بدين وسيله شناخته شده پس زيارت شده و مورد احترام قرار مىگيرد .
سپس مىفرماين :
اگر سطوح زمين پس و بلند و تمام نقاطش مسطّح نبود در صورتى كه سطح قبر را از نقطه اعلاى زمين به مقدار مزبور بلندتر بگيرند اشكالى ندارد و اگر نسبت به نقطه پست هم بسنجند و به مقدار چهار انگشت الى يك وجب آن را بلندتر قرار دهند به استحباب عمل نمودهاند .
قوله : مفرّجات : يعنى باز .
قوله : الى شبر : يعنى تا يك وجب .
قوله : ليعرف فيزار و يحترم : هرسه فعل به صيغه مجهول بوده و ضمائر نائب فاعلى به ميّت راجع مىباشد .
قوله : اغتفر رفعه عن اعلاها : ضمير در [ رفعه ] به قبر و در [ اعلاها ] به سطوح راجعست .
قوله : و تأدّت السّنة بادناها : يعنى بادنا السّطوح .
متن :
« و تسطيحه » لا يجعل له في ظهره سنم لأنه من شعار الناصبة و بدعهم المحدثة ، مع اعترافهم بأنه خلاف السنة ، مراغمة للفرقة المحقة .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ل : مستحب است روى قبر را مسطّح و صاف بسازند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اينست كه آن را به صورت پشت ماهى در نياورند زيرا اين
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 526
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٦