چه آنكه [ نبى ] كسى است كه از جانب خداوند متعال براى بندهگان خبر مىآورد .
و اگر [ نبى ] بدون همزه باشد چنانچه اكثر استعمال آن همينطور است و جهش را مىتوان دو امر دانست :
الف : قلب همزه به ياء تا لفظ مخفّف باشد .
ب : اصل آن [ نبوه ] بفتح نون و سكون باء يعنى رفعت مىباشد چه آنكه [ نبى ] رتبهاش از تمام خلائق بالا و والاتر مىباشد .
مرحوم مصنف با قيد [ ارسله ] به اين نكته اشاره نمود كه حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جامع بين دو وصف نبوّت و رسالت بودند البته وصف نبوّت از رسالت اعم مطلق مىباشد ، زيرا نبىّ انسانى است كه شرع و دين به او وحى شده اگرچه مأمور بتبليغش نباشد چنانچه اگر مأمور به تبليغ و رساندن آن بخلائق باشد رسولش خوانند .
يا بگوئيم :
نبىّ انسانى است كه شرع و دين به او وحى و به تبليغ آن مأمور گشته و لو كتابى نداشته و يا ناسخ شريعت قبلى نبوده باشد مانند حضرت يوشع بن نون عليه السلام .
و رسول كسى است كه داراى كتاب و شريعت ناسخه باشد .
و بعضى گفتهاند :
نبىّ و رسول داراى يك معنا مىباشد و آن عبارت است از همان معنائى كه براى رسول ابتداء ذكر نموديم يعنى نبىّ و رسول انسانى است كه شرع و دين به او وحى شده و به تبليغ آن مأمور باشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 54
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٥٤