در اين عبارت مرحوم مصنف تصريح نموده به آنچه جمله سابق كه با آن حمد را انشاء نمود بر آن التزاما دلالت مىكرد و آن معناى توحيد مىباشد .
و اما اينكه چطور مرحوم مصنف از بين عبارات دالّه بر توحيد اين لفظ را اختيار نمود جهتش آنست كه :
لفظ مزبور بالاترين و شريفترين كلمهاى است كه در مقام توحيد با آن نطق شده است ، چه آنكه اين عبارت بر جميع مراتب توحيد منطبق مىشود .
و كلمه [ لا ] در اين جمله براى نفى جنس و [ إله ] اسمش بوده و خبرش طبق آنچه گفته شده محذوف است و تقدير آن لا إله موجود مىباشد
شرح
قوله : من التّوحيد : بيانست از [ ما قد دلّ عليه ] .
قوله : و خصّ هذه الكلمة : ضمير فاعلى بمرحوم مصنف و مراد از هذه الكلمة ، جمله [ لا إله الا اللّه ] مىباشد .
قوله : لانّها اعلى كلمة الخ : ضمير در [ لانها ] بهذه الكلمة راجعست .
قوله : منطبقة على جميع مراتبه : يعنى مراتب توحيد .
مرحوم جمال المحققين در حاشيه مىفرماين :
گويا مراد شارح از مراتب توحيد ، نفى استحقاق عبادت براى معبود ديگر و نفى وجود و نفى امكان آن مىباشد چه آنكه از اين عبارت تمام اين معانى قابل استفاده است .
متن :
و يضعف بأنه لا ينفي إمكان إله معبود بالحق غيره تعالى ،
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 46
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٤٦