اين تقدير نيز خالى از اشكال نيست زيرا طبق اين تقدير معنا چنين مىشود :
نيست معبودى ممكن مگر حقتعالى .
يعنى حقتعالى ممكن است ، اما اينكه وجودش بالفعل نيز مىباشد از مقتضاى عبارت نمىتوان آن را اثبات كرد در حالى كه مقصود آن استكه صرفا حضرتش وجود فعلى داشته و ما سوايش از آلهة ديگر امكان وجودى ندارند .
اشكال ديگر
بعضى ديگر فرمودهاند :
خبر [ مستحق للعبادة ] است كه مقدّر مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اشكال اين تقدير آنست كه تعدّد آلهه با آن نفى نميشود نه بنحو امكان و نه بطور فعليّت ، بنابراين بايد ملتزم شويم كه عبارت مزبور مفيد توحيد نيست .
رأى محققين و رضايت شارح ( ره ) از آن
محققين از علماء فرمودهاند :
اساسا كلمه [ لا ] نيازى به خبر ندارد چه آنكه [ الا اللّه ] مبتدأ بوده و خبرش كلمه [ لا إله ] مىباشد زيرا اصل اين تركيب [ اللّه إله ] بوده يعنى حقتعالى معبود مىباشد .
پس وقتى اراده حصر از آن شد كلمه [ لا ] و [ الا ] به آن افزوده كرديد و بدين ترتيب معنا چنين شد : اللّه إله و معبود بالحق لا غيره