قوله : و كذا لا غسل بمسّه بعد الغسل : كلمه [ لا غسل ] بضمّ غين بوده و ضمير در [ بمسّه ] به ميّت راجعست و مقصود از [ بعد الغسل ] اتمام اغسال سهگانه است .
متن :
و في وجوبه به مس عضو كمل غسله قولان ، اختار المصنف عدمه .
فرع
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
و در وجوب غسل بواسطه مسّ نمودن عضوى كه هرسه غسلش داده شده دو قول است ، مرحوم مصنف اختيار عدم آن را فرمودهاند .
مؤلف گويد :
طرح اين مسئله در جائى است كه تنها يكياز اعضاء ميّت هرسه غسلش داده شده و باقى اعضايش ناتمام مىباشند مثل اينكه با آب سدر و كافور تمام اعضاء غسل داده شدهاند و در غسل سوّم كه بايد ميّت را با آب خالص غسل دهند فعلا سر و گردنش را غسل داده و طرف راست و چپ مانده حال اگر كسى دستش به سر يا صورت ميّت تماس پيدا نمود در وجوب غسل و عدم آن بين فقهاء اختلاف بوده و در آن دو قول مىباشد و شرح آن دو اينست :
1 - عدم وجوب چنانچه مرحوم شيخ در نهايه و علامه در تذكره و نهاية الاحكام و قواعد و تحرير و مصنف در دروس و بيان به اين قول قائل شدهاند .
2 - وجوب غسل چنانچه مرحوم مصنف در ذكرى و شارح ( ره ) در
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 392
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩٢