كرد با شرائطى كه گفته شد غسل ( بضم غين ) واجب مىشود و در اينحكم بين فقهاء اختلافى نيست ولى در صورتى كه عضو مسّكننده با رطوبت نباشد در وجوب غسل ( بفتح غين ) آن يعنى آب كشيدنش بين ارباب فتاوى اختلاف و در آن دو قول است كه اجود القولين وجوب غسل مىباشد ولى مرحوم مصنف با اين رأى مخالف بوده و آب كشيدنش را لازم نمىداند .
سپس مىفرماين :
و همچنين اگر كسى ميّتى را كه سه غسلش تمام شده مسّ كند غسل به عهدهاش واجب نمىشود .
قوله : و فى وجوب غسل العضو اللامس : كلمه [ غسل ] بفتح غين يعنى آب كشيدن مىباشد .
قوله : قولان اجودهما ذلك : ضمير تثنيه به [ قولان ] راجع مىباشد .
مؤلف گويد :
يكى از ايندو قول وجوب غسل ( آب كشيدن ) است كه مرحوم علامه و محقّق كركى و فاضل هندى در كشف اللثام آن را به ظاهر اخبار و اصحاب نسبت داده و همين قول مختار مرحوم شارح است و قول ديگر آنست كه آب كشيدن صرفا در صورت رطوبى بودن عضو لا مس يا ملموس واجبست اما اگر هردو خشك باشند اين تكليف ثابت نميشود چنانچه رأى مرحوم مصنف همين است .
قوله : اختار المصنّف ( ره ) عدمه : ضمير در [ عدمه ] به غسل ( بفتح غين ) راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 391
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩١