مقارن و مصاحب است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از مقارنت ، مقارنت با همه اجزاء نيست بلكه اگر جزئى از بچه اگر چه منفصل هم باشد در صورت مصاحبت با خون موجب تسميه آن به نفاس شده قهرا احكام آن مترتّب مىشود .
البته خون خارج با جزء منفصل و منقطع در صورتى نفاس است كه جزء مزبور عنوان ( آدمى ) بر آن صادق بوده و يا در غير اين صورت به آن مبدء نشو و تكوّن انسانى بگويند و لو به صورت مضغه ( گوشت كوبيده ) باشد مشروط به اينكه بتوان علم به مبدئيّت آن براى نشو پيدا نمود .
امّا اگر جزء علقه ( خون بسته شده ) باشد در صورتى كه مبدئيّت آن براى نشو محرز و مشخّص باشد خونى كه همراء آن خارج شده قطعا نفاس است ولى حصول چنين علمى و احراز مبدئيّت بعيد است .
سپس در ذيل [ او بعدها ] مىفرماين :
و نيز اگر خون بعد از خروج ولد بيرون آيد باينكه بچه وقتى كاملا خارج شد خون شروع بآمدن كند آن نيز نفاس است .
فرع
سپس مرحوم شارح فرعى را عنوان نموده و مىفرماين :
اگر اعضاء بچه به صورت قطعه قطعه خارج شود يا حمل متعدّد باشد براى هركدام نفاسى جداگانه مىبايد قرار داد اگرچه دو بچه با هم متّصل باشند .
سپس مىفرماين :
و در صورت تعدّد اجزاء يا ولد كه مىبايد دو نفاس گرفته شود
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 375
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧٥