ج : آنكه يك روز از ميان معلوم است .
د : آنكه دو روز از ميان را بداند .
پس حاصل چهار صورت مىشود و حكم هركدام چنين است :
اگر وسط حقيقى را بداند و آن نيز يك روز باشد حكم اين استكه يك روز قبل و روز بعد آن را قطعا حيض بگيرد و سپس به روايت هفت عمل كند نه روايات ديگر چون هفت را وقتى به دو قسم مساوى تقسيم كنيم وسط حقيقى واحد آن عدد چهار است كه سه عدد قبلش و سه عدد بعد از آن واقع مىشود .
و اگر در همين فرض دو روز از وسط را بداند باز يك روز قبل از آن دو و روز بعد از آنها را قطعا حيض بگيرد و سپس به روايت شش فقط عمل كند چه آنكه تنها عدد مناسب با اين فرض همين عدد است زيرا وسط حقيقى مثنائى آن سه و چهار است كه قبل و بعد از اين دو هريك دو عدد واقع شده است و اگر وسط به معناى اثنا و اعم از حقيقى را دانست در اين صورت فرقى بين يك روز يا دو روز نيست لذا يكروز قبل و روز بعد آن را حيض قرار دهد و سپس به هرروايتى كه خواست مىتواند عمل كند مثلا اگر به روايت شش عمل نمود ما بقى از اين عدد را مىتواند قبل يا بعد از ايّام معلومه قرار دهد و جايز است تفريق نموده بعض آن را قبل و بعض ديگر را بعد قرار دهد و همچنين است اگر بخواهد به روايات ديگر عمل نمايد .
قوله : هذا اذا نسيت المضطربة الوقت و العدد معا : مشار اليه [ هذا ] تخيير زن در عمل بهريك از روايات مىباشد .
قوله : لو نسيت احدهما خاصة : ضمير در [ احدهما ] به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 338
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٨