تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
بملاحظه اينكه حالت سابقه‌اش متيقّن نيست مورد اشكالست زيرا نميتوان وقتى را يافت كه زن وجود داشته و موصوف به عدم كونها قرشية باشد تا در زمان شك بتوا آن را استصحاب نمود و اصطلاحا در اصول از آن به استصحاب عدم ازلى نام مىبرند و چون شرح اين اصل و اشكالى كه بر آن وارد است مناسبتى با اين مقام ندارد و محلّش كتب اصولى است لاجرم از تفصيل بيشتر صرفنظر مىكنيم . قوله : و هى على ما ذكره الجوهرى : ضمير [ هى ] به نبطيّه راجعست . قوله : بين العراقين : مراد از [ عراقين ] بصره و كوفه است . قوله : و الحكم فيها مشهور : مقصود از [ حكم ] اتّحاد آنها با زنان قرشى است و ضمير در [ فيها ] به نبطيّه راجعست . قوله : و مستنده غير معلوم : ضمير در [ مستنده ] به حكم راجع است . قوله : و اعترف المصنف بعدم وقوفه فيها على نصّ : ضمير در [ وقوفه ] به مصنف ( ره ) و در [ فيها ] به نبطيّه راجعست . قوله : و الاصل يقتضى كونها كغيرها : ضميرهاى مؤنث به نبطيّه راجعست . مؤلف گويد : احتمال دارد مقصود از اصل عمومات ادلّه باشد به اين تقرير كه عموم يا اطلاقات دلالت بر پنجاه سال دارد نهايت در خصوص زنان قرشى مخصّص يا مقيّد وارد شده و چون در زنان نبطى مخصّص و مقيّدى نداريم تنها شهرت فتوائين بر آن قائم است حكم آن از نظر دخول در