و در صورتى كه نسب خود بقريش را احراز نكرده و در آن شك داشته باشد اصل مقتضى است كه از اين طائفه نبوده و قهرا به حكم زنان غير قرشى بايد عمل نمايد .
و سپس در ذيل [ او نبطيّة ] مىفرماين :
كلمه [ نبطيّه ] اسم منسوب و منسوباليه آن [ النّبط ] است و طبق گفته جوهرى نبط قومى هستند كه در بطائح يعنى سرزمينى كه بين بصره و كوفه است نازل شدهاند .
مشهور درباره زنانى كه منسوب به اين قوم هستند حكم زنان قرشى را واجب كردهاند ولى در اين حكم مستند و مدركى در دست نيست و چنانچه مرحوم مصنّف در بعضى از كتب خود فرموده بر نصّ و روايتى كه دلالت بر اشتراك ايشان با قرشىها داشته باشد اطّلاع پيدا ننموده فلذا اصل و قاعده مقتضى است كه ايشان نيز مانند عموم زنان تا پنجاه سالگى به دستورات و احكام حيض عمل نموده و پس از آن احكام استحاضه را انجام دهند .
و پس از آن در دنباله [ و الّا تكن كذلك ] مىفرماين :
مقصود اينست كه اگر زن قرشى يا نبطى نبود پس پنجاه سالگى منتهاى امكان حائض شدن او مىباشد .
قوله : تراه المرئة : ضمير منصوبى به [ الدّم ] راجعست .
قوله : و هى المنتسبة بالاب : ضمير [ هى ] به قرشيّه راجع است .
قوله : الى النضر بن كنانة : مؤلف گويد :
نضر بن كنانه جدّ دوازدهمين پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 303
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٣