هنوز خارج نشده نمىتوان آن را سبب حصول جنابت دانست .
پس ضمير در [ خرج ] و [ محلّه ] به منى راجع است كه بقرينه مقام فهميده مىشود .
متن :
و في حكمه ما لو أحس بخروجه فأمسك عليه فصلى ثم أطلقه .
فرع
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
و در حكم خروج منى از محلّش به محلّ ديگر يا بيرون نيامدن آن مىباشد فرضى كه شخص حسّ نمود منى قريب به بيرون آمدن است لذا بلافاصله از آن جلوگيرى كرد و در همين حال نمازش را خواند و سپس از جلوگيرى دست برداشت و منى را رها نمود ، در اينجا نيز نمازى كه خوانده صحيح است و احكام جنابت از اين پس بر وى مترتّب مىشود .
قوله : و فى حكمه : ضمير در [ حكمه ] به خروج منى از محلّش بمحلّ ديگر راجعست .
قوله : ما لو احسّ بخروجه : فاعل [ احسّ ] مكلّف بوده و ضمير مجرورى در [ خروجه ] به منىّ راجعست .
قوله : فامسك عليه : ضمير در [ فامسك ] به مكلّف و ضمير مجرورى در [ عليه ] به منّى عود مىكند .
قوله : ثمّ اطلقه : ضمير فاعلى به [ مكلّف ] و ضمير مفعولى به منىّ راجعست .
متن :
« و يسقط الترتيب » بين الأعضاء الثلاثة « بالارتماس » :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 297
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٧