مكروه است .
اما جهت آن دو كراهتى ندارد مثلا صبح كه خورشيد از مشرق طلوع مىكند جهت و سمتش طرف مشرق است در صورتى كه متخلّى باينطرف نشسته و فرج خود را نيز به اين سمت قرار دهد ايراد و منقصتى ندارد يا در عصر كه خورشيد بجانب مغرب است اگر به اين طرف بنشيند كراهتى ندارد .
قوله : جرم النيّرين : مقصود از [ جرم ] قرص خورشيد و ماه است .
قوله : بالفرج : از تقييد به اين قيد اينطور استفاده مىشود كه مقاديم بدن اگر رو به ايندو كره باشد كراهتى ندارد .
متن :
« و » ترك استقبال « الريح » و استدبارها بالبول و الغائط لإطلاق الخبر ، و من ثم أطلق المصنف ، و إن قيد في غيره بالبول .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ط : مستحب است شخص تخلّى نمودن روبروى باد را ترك كند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
و نيز پشت به باد نيز قرار نگيرد و حاصل آنكه :
مستحب است بول و غائط را روبرو و پشت به باد از خود دفع نكند و دليل بر استحباب اين حكم در بول و غائط اطلاق خبر است و از اينرو مرحوم مصنف نيز در اينجا بطور مطلق فرمودهاند اگر چه در غير اين كتاب حكم مذكور را مقيّد به بول نموده .
قوله : و استدبارها : يعنى استدبار الريح .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 247
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٧