آن داخل باشد .
و حاصل آنكه : لفظ مسكر بدون قرينه شامل عصير نيست اگرچه حكمش شامل آن مىباشد ولى اين مقدار كافى نيست .
قوله : و لم يذكر المصنف هنا : يعنى در مبحث نجاسات .
قوله : العصير العنبى : مقصود از [ عصير عنبى ] شيره انگور است كه براى تهيّه آن آب انگور را در ديگ يا پاتيلهاى بزرگ ريخته و مىجوشانند تا دو سوّم آن بخار شده كه بخار شدن دو سوّم مطهّر يك سوّم باقيست .
حال اگر پيش از بخار شدن دو سوّم جوش آمد و سفت شد نجس است و خوردنش حرام مىباشد .
قوله : اذا غلا و اشتد : مقصود از [ غلا ] جوش آمدن و از [ اشتدّ ] سفت شدن و قوام پيدا كردن است .
قوله : و لم يذهب ثلثاه : ضمير در [ ثلثاه ] به عصير راجع است و مقصود از [ ذهاب ] بخار شدن است .
قوله : لعدم وقوفه على دليل يقتضى نجاسته : ضمير مجرورى در [ وقوفه ] به مصنف ( ره ) و در [ نجاسته ] به عصير راجع بوده و جمله [ يقتضى نجاسته ] صفت است براى [ دليل ] و جمله [ لعدم وقوفه الخ ] علّت است براى لم يذكر المصنف ( ره ) .
قوله : كما اعترف به فى الذكرى : ضمير در [ اعترف ] به مصنف ( ره ) و در [ به ] به عدم وقوف راجعست .
قوله : ذهاب ثلثيه : ضمير مجرورى به [ عصير ] عود مىكند .
قوله : مطهّر : يعنى مطهر ثلث باقيمانده مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 134
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٤