1 - فشردن اجسام آبدار نظير ميوهجات و انواع گلها كه به وسائلى چون دستگاه تقطير آب آنها را ميگيرند و به صورت گلاب درميآورند .
2 - ممزوج كردن بعضى از اشياء را با آب مطلق بحدّى كه وصف اطلاق زائل شده و به مايع ديگرى مبدّل شود نظير مزج نخود و لوبيا و گوشت و زردچوبه و امثال آن با آب مطلق و در نتيجه آبگوشت كه آبى است مضاف بدست مىآيد .
ناگفته نماند اگر در قسم دوّم مزج ، تنها رنگ يا طعم آب مطلق را تغيير داد ولى هنوز اسم آب بطور مطلق باقى باشد مانند آب ممزوج با نمك يا با گِل ( بكسر ) به آن مضاف نگويند اگرچه احيانا گاهى آن را با قيد و زمانى بدون قيد استعمال كنند زيرا چنانچه گفته شد ملاك صدق آب مضاف بر مايعى اينست كه هيچگاه بدون قيد استعمال نشود ، بنابراين مايعات را مىتوان از اين جهت به سه دسته تقسيم كرد :
1 - مايعاتى كه فقط آب به آنها گويند و هيچگاه با قيد ذكر نشوند همچون مياه خوردنى .
2 - مايعاتى كه اساسا بدون قيد استعمال نشوند همچون : آب هندوانه و گلاب .
3 - مايعاتى كه گاهى بدون قيد و زمانى با آن گفته شوند نظير : سيلاب و آب جارى در رودخانهها كه گلآلود است .
قسم اوّل و سوّم را مطلق و دوّم را مضاف گويند .
قوله : لا يصدق عليه اسم الماء باطلاقه : ضمير در [ عليه ] به ماء موصوله راجع بوده و ضمير مجرورى در [ اطلاقه ] به ماء عائد است و مقصود اينست كه آب مضاف را آب نگويند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 103
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٣