نجاستى متغيّر شد قطعا در تطهير آن شرط استكه تغيّرش زائل گردد پس آب چاه كه به مجرّد ملاقات اگرچه تغيّرى هم در آن پيدا نگردد متنجّس مىشود حتما در فرضى كه نجاست واقع در آن موجب تغيّرش گردد بايد در تطهيرش تغيّر حاصل زائل شود و در غير اين صورت پاك نمىشود .
فرع
اگر نجاستيكه مقدّر شرعى نداشته و از مصاديق ما لا نص فيه محسوب مىشود همچون يكى از دماء ثلاثه ( حيض ، استحاضه ، نفاس ) در چاه واقع شد و آب را متغيّر نمود در آن دو قول است :
الف : قول مرحوم شيخ طوسى و آن اين استكه مجرّد زوال تغيّر مطهّر آنست زيرا در دليل آمده :
فان تغيّر فخذ حتّى يذهب الريح .
ب : رأى مرحوم علم الهدى ( سيّد مرتضى ) و آن اين است كه تمام آب بايد كشيده شود و در صورتى كه آب بسيار باشد كه نزح جميعش مشقّتبار بوده يا احيانا ممكن نباشد تراوح لازمست .
و دليل آن اين است كه قاعده اشتغال بنزح مقتضى است بقدرى از آب چاه برداشته شود تا يقين به طهارت حاصل شود و تنها راه تحصيل يقين همين است كه گفته شد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
از بين اين دو قول ، رأى دوّم اجود و پسنديدهتر است و بدين ترتيب رأى مرحوم سيد را تأييد مىفرماين و سپس مىفرماين :
اگر بر خلاف مشهور در غير منصوص قائل به نزح سى يا چهل دلو
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 100
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٠