عذره عبارتست از فضله انسان .
و در روايتى كه حكم آن را بيان فرموده قيد [ ذوبان ] يعنى متلاشى شدن و متفرّق گشتن اجزاء در آب اعتبار شده و از قيد [ رطوبت ] نامى برده نشده است ولى مرحوم شيخ طوسى آن را ذكر فرموده و مصنف ( ره ) و جماعتى ديگر به تبعيّت از ايشان آن را در اينجا آوردهاند .
و در كتاب دروس مرحوم مصنف بهريك از ايندو قيد ( ذوبان ، رطوبت ) اكتفاء نموده و چنين فرموده است :
و خمسين للعذرة الرّطبة و انكانت مبخرة او الذّائبة ، يعنى پنجاه دلو براى عذره رطبه يا ذائبه لازمست اگرچه عذره رطبه ، مبخره ( بضم ميم و سكون باء و كسر خاء ) يعنى متعفّن و منتنه باشد .
پس در اين كتاب هركدام از دو وصف رطوبت و ذوبان را كافى دانسته است .
سپس مرحوم شارح در مقام اشكال دوّم بر مصنف ( ره ) مىفرماين :
و همانطوريكه در روايت قيد رطوبت نيست و تنها لفظ [ ذائبه ] آمده ، از تعيّن پنجاه دلو نيز نشانهاى نبوده بلكه منصوص چهل يا پنجاه دلو مىباشد و اين تعبير مقتضى است كه مكلّف بين كشيدن چهل يا پنجاه دلو مخيّر باشد .
البته فتوى به پنجاه دلو و لزوم آن بهتر يا با رعايت احتياط مناسبتر است .
قوله : و هى فضلة الانسان : ضمير [ هى ] به [ العذره ] راجعست .
قوله : و المروى اعتبار ذوبانها : ضمير در [ ذوبانها ] به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 62
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٢