قاطع هست .
پس در اينقسم از قطع دو چيز مطلوب شارع مىباشد :
1 - صفت قطع .
2 - واقع .
3 - قطع تمام الموضوع على وجه الصّفتيه : آنست كه مطلوب شارع صفت قطع بوده بطورى كه موضوع حكم صرفا قطع بوده وما وراء آن چيز ديگرى ملاحظه نشده است ، پس حكم وجودا وعدما دائر مدار آنست أعم از آنكه با واقع منطبق شده يا مطابق درنيايد مثل اينكه شارع بفرمايد :
يجب الاجتناب عن معلوم الخمريه .
بر مكلّف لازم است در صورتيكه به خمر بودن مايعى علم وقطع پيدا كند از آن اجتناب نمايد اگرچه در واقع شراب نباشد ، لذا در صورتيكه از آن اجتناب نكند معاقب است .
4 - قطع جزء الموضوع على وجه الطريقيّه : آنستكه شارع موضوع حكم را مركّب از دو جزء قرار داده .
1 - قطع .
2 - واقع .
منتهى قطع را باين اعتبار ملاحظه كرده كه مرآت واقع مىباشد .
5 - قطع جزء الموضوع على وجه الصفتيه : آنستكه شارع موضوع حكم را مركّب از دو جزء قرار داده :
1 - قطع .
2 - واقع .
منتهى قطع را بعنوان اينكه صفت راجح است نگريسته چه واقع را نشان دهد وچه نشان ندهد .
المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٨