دارد ، لذا وجهي ندارد كه بحث را ببعضى از آنها اختصاص دهيم .
مقدّمه پنجم [ لزوم بحث در دو باب علم كلام ]
در علم كلام حضرات دو بابى را عنوان كردهاند كه با اين بحث ارتباط كامل دارد وآنها عبارتند از :
1 - باب تكليف بالمحال .
2 - باب التكليف المحال .
مقصود از « تكليف بالمحال » آنستكه ، نفس تكليف استحالهاى نداشته باشد ولى متعلّق آن محال باشد ، مانند : امر به انقاذ دو غريق در وقت واحد .
البتّه چنين تكليفي از نظر علماء اماميّه صحيح نيست ، زيرا مستلزم تكليف ما لا يطاق مىباشد ، ولى اشاعره اينگونه از تكليف را تجويز كردهاند ، زيرا بعقيده ايشان حسن وقبح عقلي وجود ندارد .
ومراد از « التكليف المحال » آنستكه ، نفس تكليف از مكلّف مستحيل باشد ، مانند : تعلّق گرفتن ايجاب وتحريم بشئ واحد .
چنين تكليفي هم از نظر اماميّه وهم بعقيده اشاعره باطل وممتنع است .
با توجّه باينمقدّمه مىگوئيم :
اگر باب اجتماع امر ونهى از مصاديق تكليف بالمحال باشد قيد مندوحه كه قائلين باجتماع براي رفع محذور واشكال آوردهاند ، نافع مىباشد ، چه آنكه با وجود چنين شرط وقيدى امتثال امكانپذير است ولى اگر اين باب را از افراد التكليف المحال دانستيم بدون ترديد قيد مزبور بىفائده است .
توضيح
قائلين باجتماع امر ونهى گفتهاند :
محلّ كلام امر واحدى است كه باعتباري مورد امر واز جهتي مورد نهى