تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
بعقيده ما نيز مطلب چنين بوده ومادّه مقيّد است نه هيئت چه آنكه وجوب انشاء شده بوسيلة هيئت قابل تقييد وتعليق نمىباشد ، زيرا انشاء امرش دائر مدار بين وجود وعدم است ومعنا ندارد بفرضى بوده وبفرضى ديگر نباشد وهمانطوريكه مرحوم شيخ فرموده‌اند : ارجاع قيود وشروط به هيئت ممتنع ومستحيل مىباشد وأساسا با تعليق تنافى ندارد ، فلذا در انشاء عقود وايقاعات حضرات تعليق وشرط را مبطل قرار داده‌اند .

3 - واجب نفسي وغيرنفسى

واجب نفسي آنستكه ، ذاتا مطلوب باشد ، مانند : نماز . وواجب غيرنفسى آنستكه ، بملاحظة رسيدن به غير واجب شده است والّا خودش ذاتا مطلوب نيست ، لذا بآن واجب غيرى گويند ، مانند : تمام واجبات مقدّمى همچون : وضوء نسبت به نماز .

تنبيه ( 1 )

در واجبات نفسي امتثال آنها موجب ثواب ومخالفتشان باعث عقاب است . بعبارت ديگر : أوامر در واجبات نفسي مولوى هستند ، ولى در واجبات غيرى ثواب وعقاب بر نفس آنها مترتب نيست ، زيرا أوامر در اين باب ارشادي مىباشند .

تنبيه ( 2 )

مقدّمه از حيث اطلاق واشتراط تابع ذو المقدّمه است ؛ يعنى ، همانطوريكه ذو المقدّمه وجوبش مقيّد به اراده مكلّف نيست وچه مكلّف اراده فعل آن را داشته باشد يا نداشته باشد ، واجب است مقدّمه نيز وجوبش بهمين