تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
بوده يا از اختيار ما خارج باشد .

توضيح

امر كه بر وجوب واجب دلالت دارد مركّب است از هيئت ومادّه مقصود از هيئت صيغه امر مىباشد ، همچون هيئت « افعل » . ومراد از مادّه فعل وعملي است كه بواسطة صيغه امر واجب ميشود . مثلا اگر مولائى به بنده‌اش گفت : اسقني ماءا ( من را سيراب كن ) . عمل آب دادن مادة بوده كه از آن به « سقى » تعبير مىكنيم وصيغه « افعل » هيئت آن مىباشد . باتوجّه باين نكته مىگوئيم : گاهى در كلام قيد وشرط ذكر شده وزماني كلام مطلق وخالى از هرگونه قيدى مىباشد . مثال اطلاق كلام وخلّوش از هر قيدى همچون عبارت مذكور يعنى ، اسقني ماءا يا مانند : أقيموا الصلاة وآتو الزّكوة . ومثال آوردن قيد در كلام همچون : حجّوا ان استطعتم يا مانند : صلّوا ان زالت الشمس . در موردى كه كلام خالى از قيد وشرط باشد جائى براي گفتگو نيست ، امّا در صورت آوردن قيد وشرط : بين مرحوم شيخ أعظم وبرخى ديگر همچون مرحوم محقّق خراساني اختلافست : شيخ عليه الرّحمه ميفرمايند : قيد را بايد به مادة فعل رجوع داده وهيئت را منجّز وغيرقابل تقييد قرار داد ؛ يعنى ، قيد وشرط انجام فعل را مقيّد ومشروط مىكنند نه وجوب ولزوم را ، لذا در دو مثال مذكور بايد گفت : انجام حجّ و