مقدّمه مقارن : آنستكه ، همزمان با صورت گرفتن ذو المقدّمه تحقّق پيدا نموده باشد ، مانند : رو بقبله ايستادن نسبت به نماز .
مقدّمه متأخّر : آنستكه ، در خارج بعد از تحقّق يافتن ذو المقدّمه حاصل شود ، مانند : غسل در شب نسبت به روزه زن مستحاضة .
تبصره
قاعده عقلي آنستكه ، تمام اجزاء مقدّمه بايد بر ذو المقدّمه متقدّم باشند واين معنا چون در مقدّمه متأخّر نقض شده است از اينرو ، بعضي در تحقّق چنين مقدّمهاى اشكال كردهاند وبراي جواب از اين اشكال ميتوان اينطور تقرير نمود :
مقدّمه يا شرط تكليف بوده ويا شرط وضع مىباشد ويا أحيانا شرط مأموربه محسوب ميشود .
مقصود از شرط تكليف آنستكه ، جعل تكليف از ناحية شارع وابسته بأمري باشد كه لحاظ آن امر در تشريع تكليف دخيل باشد أعم از آنكه آن امر در عالم خارج مقدّم آمده يا مقارن ويا متأخّر باشد ، پس در اينفرض قاعده عقلي نقض نميشود .
وهمچنين است در شرط وضع يعنى ميگوئيم :
مقصود از شرط وضع آنستكه ، انتزاع صحّت منوط بآن بوده وأساسا شرط در انتزاع وصف صحّت دخالت تامّ داشته باشد ، أعم از آنكه بر وجود آن امر كه واجد وصف صحّت است مقدّم بوده يا از آن مؤخّر آمده ويا با آن مقارن باشد .
در اينفرض نيز قاعده عقلي مورد نقض قرار نمىگيرد .
ومراد از شرط مأمور به آنستكه ، ارتباط آن با مأموربه بحدّى باشد كه از اضافه مأموربه بآن صفت حسن وكمال در مأموربه پيدا شده كه اين معنا سبب مطلوبيّتش باشد وپرواضح است كه در چنين امرى فرقى نيست بين اينكه