لازم نيست ترتيبي كه بين آنها در روايات ذكر شده مراعاة كنيم ، چه آنكه مناط اقربيّت به ذات المزية نسبت بواقع است .
مبحث اجتهاد وتقليد
اجتهاد در لغت تحمّل مشقّت است واصطلاحا عبارتست از :
استفراغ الوسع در تحصيل ظن بحكم شرعي .
بحث اوّل اقسام اجتهاد
اجتهاد بر دو قسم است :
1 - مطلق .
2 - تجزى .
مطلق آنستكه ، بواسطهاش شخص بر استنباط احكام فعلى از طريق اماره يا أصل معتبر قدرت پيدا كرده باشد .
تجزى آنستكه ، قدرت بر استنباط برخى از احكام باشد .
مخفى نماند كه اجتهاد مطلق هم ثبوتا ممكن بوده وهم در خارج تحقّق يافته است واگر در مسئلهاى نسبت به ترجيح يا تعيين آن فقيه تمكّن نداشته باشد ، نه از جهت آنستكه ، در تحصيل حكم وفحص از دليل تقصير كرده ، بلكه جهتش آنستكه ، بلحاظ نبودن دليل يا در دسترس نبودنش فحص مجتهد بجائى نرسيده است ؛ بنابراين ، منافاة ندارد كه به چنين شخصي مجتهد مطلق بگوئيم .
امّا تجزى در اجتهاد از آن در سه مسئله سخن گفته ميشود :