استصحاب هردو را شامل ميشود .
6 - اقتضاى اخبار اين باب آنستكه ، اگر احكام مورد استصحاب قرار گيرند حكم مماثلى با مستصحب پس از استصحاب انشاء مىگردد واگر موضوعات استصحاب شوند حكم مماثل با حكم مستصحب انشاء مىشود وبه هر تقدير جاى شك نيست كه پس از استصحاب مستصحب وانشاء شدن حكم آثار شرعيّه وعقليّه آن بار مىگردد .
مثلا اگر در اباحه شرب تتن كه قبل از تكليف ثابت بوده بعد از بلوغ شك كنيم ونفس اباحه را قابل استصحاب بدانيم معنايش اين است كه بعد از بلوغ اباحهاى مماثل با اباحه قبل از شرع انشاء شده ، از اينرو تمام آثاري كه بر اباحه قبل از بلوغ مترتّب بوده عينا بعد از آن بار مىشوند ، چنانچه اگر موضوعي را استصحاب كنيم مثل حيات زيد معنايش اينستكه هر حكمي كه اين موضوع قبلا دارا بوده از قبيل عدم جواز شوهر نمودن همسرش وأمثال آن بعد از استصحاب احكامى مماثل با احكام قبل انشاء مىشوند .
مؤلّف گويد :
در اينقسم ( موردى كه موضوع استصحاب ميشود ) پس از استصحاب موضوع آثار شرعيهاى كه مترتب بر موضوع است جارى شده نه آثاري كه بواسطة امر غيرشرعى بر آن بار مىگرداند ، فلذا حضرات فرمودهاند :
أصل مثبت حجّت نيست ، يعنى اصلى كه موضوع عقلي وعادى را اثبات كرده وسپس آثار آن موضوع را اگرچه آثار شرعيّه آن باشد بخواهيم اثبات نمائيم .
مثلا در شك در بقاء حيات زيد اگر چنين بگوئيم :
زيد در بيست سال قبل حيات داشت ولى بملاحظة صغرسن فاقد لحيه بود اكنون كه شك در حياتش داريم استصحاب بقاء حيات كرده وثابت مىكنيم كه وى ملتحى ( ريشدار ) است وسپس آثاري را كه بر ملتحى بودن
المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٤