جواب از استدلال اوّل
در جواب از استدلال اوّل گفتهاند :
تحذّر براي رسيدن بواقع ودر محذور مخالفت با آن قرار نگرفتن امر حسنى است ولى واجب نمىباشد مگر آنكه دليلي بر تكليف قائم شده باشد والّا در مواردى از قبيل شبهات غيرمحصوره يا شكوك بدوي قطعا تحذّر واحتياط واجب نبوده ولى در عين حال حسن مىباشد پس بين حسن ووجوب تلازمى وجود ندارد ، لذا بايد بگوئيم :
از راه حسن بودن تحذر نميتوان وجوب آنرا اثبات كرد .
جواب از استدلال دوّم وسوّم
فائده انذار منحصر در تحذّر نيست تا بوجوب انذار تحذر را واجب بدانيم زيرا در آية اطلاقى نيست تا بطور مطلق اقتضاى وجوب تحذّر را داشته باشد از اينرو ممكنست بگوئيم :
وجوب حذر چه بسا مقيّد به صورتي است كه افاده علم كند پس در واقع علم حجّت است نه قول عادل .
3 - آية كتمان :
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَالْهُدى
الآية .
تقريب استدلال
خداوند متعال در اين آية شريفه كتمان حق را تحريم فرموده واظهار آن را واجب نموده است ، حال اگر عادلى حقّى را اظهار نمود قبول آن بايد واجب باشد ؛ زيرا ، در غير اينصورت انشاء وجعل تحريم كتمان وسيله اين آية ملازم است با انشاء وجوب قبول نمودن چه آنكه در غير اينصورت جعل اوّل يعنى