تقريب استدلال
استدلال باين آية بسه طريق ممكنست :
الف : كلمه « لعلّ » در معناى حقيقي خود يعنى ترجّى ايقاعى انشائى استعمال نشده است چه آنكه اين معنا ارادهاش در حق حكيم تعالى مستحيل مىباشد قهرا بايد گفت استعمالش باين منظور است كه دلالت بر محبوبيّت تحذير در وقت انذار نمايد .
وبعبارت ديگر :
استعمال كلمه « لعلّ » در اين آية براي محبوب بودن تحذير است ووقتي محبوبيّت تحذير ثابت شد ، وجوب آن نيز اثبات ميگردد ، زيرا قول بفصل وجود ندارد ، يعنى هركس تحذير را حسن مىداند به وجوب آن نيز قائل است وآنانكه آنرا واجب نمىدانند به حسن آن نيز قائل نميباشند ، بنابراين ، بضميمه عدم قول بفصل ، از آية وجوب تحذير در وقتي كه عادل انذار كند استفاده ميشود واين وجوب قطعا دلالت بر حجّيت قول عادل دارد .
ب : انذار واجب است به دليل آنكه غايت براي نفر قرار گرفته كه آن نيز واجب مىباشد واز باب غاية الواجب واجب بايد انذار را نيز واجب بدانيم وچون غايت براي انذار را حذر قرار داده آن نيز به همان ملاك واجب مىشود ووقتي انذار عادل واجب شد اين امر دلالت دارد بر حجّيت قول عادل والّا مىبايد وجوب انذار لغو وبيهوده باشد .
ج : تحذير بخاطر انذار است ، يعنى غايت انذار تحذير مىباشد وانذار واجب بوده وغايت آن نيز بايد واجب باشد البتة اين استدلال در ضمن استدلال دوّم بيان شد ونيازى نيست كه بطور جداگانه بيان