خارج نميداند وبعضي ديگر همچون : محقّق خراساني در كتاب كفاية الأصول تصوّرش را نيز محال وغيرممكن دانستهاند .
بحث سوّم واضع كيست ؟
از شرح مختصرى كه داده شد وبيانى كه در وضع تعييني وتعيّنى نموديم ، حال واضع هم دانسته شد ، ولى معذلك برخى أساسا وبطور كلّى وجود واضع را نفى وبعضي آنرا بنحو مطلق ثابت دانستهاند .
بنظر ما هيچكدام از ايندو بصواب نرفته بلكه حق در مطلب آنستكه ، بايد تفصيل داد وگفت :
در وضع تعييني ، واضع شخصي خاصّ است ولو ما آنرا نشناسيم ، ولى در وضع تعيّنى واضع معيّنى ندارد واستفاده معنا از لفظ مستند به تخصيص شخص خاصّى نيست ؛ بلكه ، معلول كثرت استعمال وانس معنا بلفظ ميباشد .
بحث چهارم صحيح وأعم
از اين بحث در دو باب حضرات صحبت نمودهاند :
1 - باب عبادات .
2 - باب معاملات .
باب عبادات
در وضع أسامي عبادات بين اصوليّون دو قول ميباشد :
بعضي ألفاظ عبادات را براي خصوص عبادات صحيح موضوع ميدانند وگروهى براي أعم از صحيح وفاسد .