ادلّه صحيحىها
قائلين بوضع ألفاظ براي خصوص صحيح بچهار دليل متمسّك شدهاند :
1 - تبادر ، يعنى وقتي ألفاظ عبادات همچون : صلاة ، صوم وأمثال ايندو اطلاق ميشوند ، صرفا عبادات صحيح بنظر آمده ومعاني صحيح اين ألفاظ به ذهن خطور مىكند .
2 - صحّت سلب از فاسد ، يعنى به نمازى كه شرعا فاسد است ميتوان گفت كه نماز نيست .
3 - دلالت اخبار بر اينكه ألفاظ مزبور تنها براي صحيح مىباشند ؛ مانند ، خبر : الصّلوة عمود الّدين ( نماز ستون دين است ) وحديث الصّوم جنّة من النّار ( روزه سپرى است از آتش دوزخ ) .
چه آنكه بديهي است صلاة فاسد عمود دين نبوده وصوم باطل سپر از آتش دوزخ نميباشد .
4 - بناء واضعين آنستكه ، ألفاظ را براي معاني صحيح قرار ميدهند وچون شارع نيز يكى از واضعين أهل محاوره وطريقش جدا از أبناء عرف نيست از اينرو ألفاظ مستعمل در شرع نيز براي خصوص صحيح قرار داده شدهاند .
ادلّه اعمىها
گروهى دوّم كه ألفاظ را براي أعم از صحيح وفاسد موضوع ميدانند نيز به چهار دليل بشرح زير استدلال نمودهاند :
1 - تبادر ، يعنى ألفاظ عبادات وقتي گفته ميشوند معنائى كه هم با صحيح سازش دارد وهم با فاسد بذهن خطور مىكند .
2 - عدم صحّت سلب از فاسد .
3 - صحّت تقسيم ، يعنى ميتوان گفت :