دليل دوّم : وقتي همزه در جملهاى كه با « واو » يا با « فاء » ويا با « ثمّ » عطف شده باشد قرار گيرد آنرا بر عطف مقدّم نموده تا بدين ترتيب بر اصالت آن در تصدير تنبيه نمايند مانند أو لم ينظروا ( آيا نظر نكردهاند ) وأفلم يسيروا ( آيا پس سير نكردهاند ) واثمّ إذا ما وقع آمنتم به ( آيا آنگاه كه عذاب واقع شد باو ايمان مىآوريد ) درحاليكه ساير ادات استفهام از حروف عاطف مؤخّر آورده ميشوند چنانچه قياس وقاعده تمام اجزاء جمله معطوف همين بوده وحكم مزبور اختصاصى بخصوص عاطف كه يكى از اجزاء جمله است نداشته بلكه تمام اجزاء جمله واحد چنين حكمي هستند .
واما مثال ساير ادات استفهام كه در جمله معطوف بعد از عاطف آمدهاند بشرح زير است :
وكيف تكفرون ( وچگونه كفر ميورزيد ) .
در اينمثال كيف ( از واو عاطفه مؤخّر گرديده است : )
فأين تذهبون ( پس كجا مىرويد ) .
در اينمثال « اين » بعد از « فاء » عاطفه آمده است .
فانىّ تؤفكون ( پس چرا نسبت دروغ مىدهيد ) .
فهل يهلك الّا القوم الفاسقون ( هلاك نميشوند مگر قوم فاسق ) .
در اينمثال كلمه « هل » بعد از فاء عاطفه درآمده .
فاىّ الفريقين ( پس كداميك از دو گروه ) .
در اينمثال لفظ « اىّ » بعد از فاء عاطفه درآمده .
فما لكم في المنافقين فئتين ( پس چرا شما درباره منافقين به دو گروه تقسيم شديد ) .
رأى زمخشري وجماعتى از نحاة راجع به همزه استفهام
آنچه گفته وبيان نموديم كه همزه استفهام در جمله معطوفه بوسيلة واو ، فاء وثم