الف : آنكه ملتزم شدن به حذف جمله معطوف عليه مستلزم تكلّف است .
ب : حذف در تمام مواضع مطّرد نيست .
شرح وجه اوّل
اما شرح وجه اوّل ضعف واينكه اينقائلين مرتكب تكلّف شدهاند ، جهت آن اينستكه : قائلين مزبور مىبايد ادعاء كنند از كلام جملهاى حذف شده وپرواضح است كه حذف تكلّف مىباشد .
اگر ايشان در مقام معارضه ومقابله برآمده وبگويند :
طبق نظريه سيبويه وجمهور نيز بايد مرتكب تكلّف شد زيرا بنابر عقيدة اينان مىبايد ملزم شويم جزئي از جمله معطوف كه همزه باشد بر عاطف مقدم گشته واين نيز تكلّف است .
در جواب گوئيم :
در مقام مقابله وسنجش تكلّفى كه بنابر رأى سيبويه وجمهور لازم مىآيد التزام بآن سهلتر وآسانتر است زيرا بنابر نظريّه طرفين كلام مشتمل بر مجاز است منتهى مجازى كه طبق رأى سيبويه وجمهور لازم آيد چون لفظ آن كمتر است لاجرم در مقام پذيرفتن والتزام بآن آسانتر مىباشد .
از اين گذشته در مجازى كه بقول سيبويه وجمهور لازم مىآيد يك جهت مثبتى وجود دارد كه موجب ترجيح آن بر مجازى كه طبق قول زمخشري وجماعت لازم آيد مىباشد وآن اينستكه در مجاز مزبور تنبيه است بر اصالت شيئى در شيئى يعنى اصالت هزه در تصدير واينمعنا بنابر مجاز ديگر مفقود مىباشد .
شرح وجه دوّم
واما شرح وجه دوّم واينكه گفته ايشان در تمام مواضع مطرّد وشايع نيست ، بايد بگوئيم : مثلا در مثل فرموده حقتعالى :
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٩