تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
« أم » آنستكه أحد الامرينى كه تعيين يكى از آندو مطلوب است پهلوى آن واقع شود وآن امر ديگر پهلوى « أم » قرار گيرد تا بدين ترتيب سامع از بدو امر شيئى را كه تعيين آن مطلوب ومقصود است بفهمد لذا در استفهام از تعيين مبتدأ مىتوانى بگوئى : أزيد قائم أم عمرو ( آيا زيد ايستاده يا عمرو ) . وجايز است بگوئى : أزيد أم عمرو قائم ( آيا زيد يا عمر ايستاده‌اند ) . ودر استفهام از تعيين خبر مىگوئى . أقائم زيد أم قاعد ( آيا ايستاده است زيد يا نشسته است ) . وممكنست گفته شود : اقائم أم قد عد زيد ( آيا ايستاده يا نشسته است زيد ) . ودر ايندو مثال چنانچه ملاحظه مىشود آنچه تعيينش مطلوب است يك عدل از آن پهلوى همزه وعدل ديگرش پهلوى « أم » واقع شده است . واگر « أم » را منقطعة فرض نمائى معنا اينستكه شاعر از شب خود خبر داده وگفته است آن شب يك شب است منتهى نظر به طولانى بودنش كرده برايش شك حاصل شده كه يك شب است يا شش شب وپس از حصول شك برايش جزم ويقين پيدا شده كه آن شش شب است كه در يك شب مندرج گرديده لذا از اخبار اوّل اعراض واضراب نموده يا شك كرده كه شب مزبور شش شب در يك شب است يا چنين نيست پس از اينمعنا اضراب كرده واستفهام نموده است وطبق اين تقدير همزه مقدّر نمىباشد وتقديم « احاد » واجب نيست زيرا كلام خبر مىباشد . سپس مصنف مىگويد : بنظر ما از بين دو احتمال ، احتمال اتّصال اظهر است زيرا در اينفرض از تقدير گرفتن مبتدائى كه در احتمال انقطاع بآن نياز داشته تا سداسى خبرش باشد مستغنى مىباشم چنانچه تقدير مبتدأ از نظر جمهور در مثال : انّها لابل أم شاء لازم وواجب است . ونيز اگر « أم » را متّصله فرض كنيم نيازى نداريم جمله « أم هي سداس » را