ثابت حاصل است چه آنكه نسبت بيكى از آندو علم وجود دارد لذا ممكنست سؤال از تعيين وتشخيص أحدهما باشد .
ومتحمل است « أم » منقطعة فرض گردد .
پايان كلام زمخشري
واز همين قبيل است كه « أم » احتمال اتصال وانفصال را داشته باشد قول متنبّى .
احاد أم سداس في احاد * لييلتنا المنوطة بالتّنادى
يعنى : آيا شبك ما كه متصل است به روز قيامت يك شب است يا شش شب است كه در يك شب مندرج شده .
اگر « أم » در آن متّصله فرض شود معنا اينستكه :
شب بقدرى طولانى شده كه شاعر شك نموده آيا آن يك شب است يا شش شب است كه در يك شب اجتماع نمودهاند از اينرو سؤال از تعيين آن كرده وخواسته است كه بوى جواب دهند آيا يك شب است يا شش شب .
البتة اين سؤال از قبيل تجاهل عالم وعارف است يعنى خود مىداند كه شب مزبور يك شب مىباشد منتهى خود را به ناداني زده وسؤال مزبور را طرح نموده است مانند قول ليلى بنت طريف ثعلبيه :
ايا شجر الخابور مالك مورقا * كانّك لم تجزع على ابن طريف .
يعنى : اى درخت خابور تو را چه مىشود كه داراى برگ هستى گويا بر مرگ فرزند طريف جزع نكردهاى شاهد در اينستكه بيت مذكور از قبيل تجاهل عارف مىباشد .
وبهرصورت طبق اين تقدير همزهاى قبل از « احاد » حذف شده وتقديم خبر يعنى « احاد » بر مبتدأ كه « لييلتنا » باشد تقديم واجب ولازم است زيرا مقصود شاعر آنستكه « احاد » را با « سداس » مورد استفهام قرار دهد چه آنكه شرط همزه معادل با