( أفمن كان على بينة من ربه كمن زيّن له سوء عمله ) .
ترجمه : مصنّف گويد :
ونظير آية شريفه است از نظير حذف معادل همزه قول أبى ذويب هذلى ، وى مىگويد :
دعاني إليها القلب انّى لامره * سميع فما ادرى أرشد طلابها
يعنى : دل من را بطرف أسماء دعوت نمود ، همانا من امر وفرمان دل را شنيده واطاعتش مىكنم ، پس نميدانم آيا طلب نمودن أسماء راه صحيح وهدايت است يا گمراهى مىباشد .
تقدير اين عبارت : أرشد طلابها أم غىّ مىباشد پس معادل همزه يعنى « أم غىّ » حذف شده است .
ونظير آن است از نظر آمدن خبر كلمه « خير » وقرار گرفتنش پيش از لفظ « أم » آية أفمن يلقى في النّار خير أم من يأتي آمنا يوم القيامة .
( آيا كسيكه در آتش دوزخ انداخته شود بهتر است يا آنكه روز قيامت مىآيد در حاليكه از عذاب الهى در أمان مىباشد ) .
شاهد در لفظ « خير » است كه خبر براي « من » بوده وپيش از « أم » قرار گرفته همانطوريكه در آية سابق الذكر اينطور بود منتهى در آنجا « خير » محذوف ولى در اينجا مذكور مىباشد .
سپس مصنّف مىگويد :
وميتوانى بگوئى در بيت قبلي نيازى به تقدير معادل همزه نيست زيرا گفتن « ما ادرى هل طلا بها رشد » صحيح است بدون تقدير « أم غىّ » يعنى مىگوئيم همزه در اينجا بمعناى « هل » وبراي تصديق است وبا اينفرض آوردن معادل براي همزه ممتنع