پس گفتم بآن پيرهزن : نه چنين است ، بدرستيكه أهل من مجاور تلهاى ريگهاى دهنا بوده وأموال وثروت من در آنجا مىباشد واز زمانيكه تو من را ديدهاى تا بحال هرگز با كسى خصومت نداشتهام اى دختر قومي كه حاكم وبزرگ هستند .
شاهد در « أم » متّصله است كه جوابش بنحو تعيين نيامده بلكه لفظ « لا » قرار داده شده است .
جواب
مصنّف در جواب اين انتقاد وسؤال مىگويد :
كلمه « لا » جواب براي سؤالي كه پيرهزن نموده نبوده تا بدين ترتيب بتوان گفته ما را با آن نقض نمود بلكه متكلّم از اين لفظ « لا » بمنظور ردّ توهّم آن پيرهزن استفاده كرده چه آنكه پيرهزن پنداشته بود يكى از دو امر يعنى ( صاحب زن بودن وخصومت داشتن ) واقع مىباشد وگوينده با آوردن لفظ « لا » اين توهّم را ردّ نمود يعنى بدينوسيله بوى فهماند نه در شهر صاحب زوجه است ونه در بصره با كسى خصومت دارد وشاهد ما براينكه كلمه « لا » جواب سؤال نبوده بلكه ردّ توهم مزبور مىباشد اينستكه متكلم بمجرد گفتن « لا » اكتفاء نكرد وبدنبال آن كلام تامّى آورد وگفت :
انّ أهلي جيرة إلى اخر بيت .
و : وما كنت مذ أبصرتني في خصومة إلى اخر بيت .
پس معلوم ميشود كلام تام مزبور جواب سؤالي است كه پيرهزن بآن تلفظ نموده ولفظ « لا » ردّ آنچيزى است كه وى بآن تلفظ نكرده بلكه صرفا توهّمش را كرده است .
شرح
قوله : أم المتصلة الّتى تستحق الجواب : منظور نوع دوّم از « أم » مىباشد .
قوله : لانّها سؤال عنه : ضمير در « لانّها » به « أم » راجع بوده وضمير در « عنه » به تعيين راجع است .
قوله : ذو الرّمه : لقب غيلان بن عقبه است وى از فحول شعراى عرب مىباشد .
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٤