والخامسة ان غضب اللّه عليها ( بار پنجم زن بگويد : عضب الهى بر من باشد . . . ) لازم مىآيد زيرا « ان » مخفّفه از مثقله است وطبق اعتقاد أبو حيان اين قسم از « ان » مصدريه بوده ومىبايد « غضب اللّه » را كه در مقام دعاء ايراد شده به مصدر تأويل ببرد وپرواضح است كه در صورت تأويل رفتن بمصدر مفيد معناى دعاء نيست زيرا مصدر مفهم معناى دعاء نبوده مگر تنها در جائيكه مفعول مطلق باشد مانند : سقيا ورعيا .
جواب مصنّف از استدلال دوّم أبو حيّان
مصنّف گويد :
در جواب از استدلال دوّم أبو حيّان مىگوئيم :
فاعليّت ومفعوليّت فعل امر از اينجهت در دو مثال سابق الذكر ممنوع است كه تعليق اعجاب وكراهت بفعلى كه معناى انشاء دارد يعنى امر بىمعنا است نه آنكه مانع صله قرار گرفتن امر براي « ان » باشد لذا اگر غير از « اعجاب » و « كراهت » فعل ديگرى را قبل از « ان قم » بياوريم كه تعليق آن بر انشاء صحيح بوده ومفيد معنا باشد ابدا مجرّد صله قرار گرفتن امر براي « ان » مانع محسوب نشده وعبارت صحيح مىباشد .
از اين گذشته شايسته است أبو حيان مصدري بودن « كي » را نپذيرد زيرا اينحرف با صلهاش نيز به فاعل واقع شده ونه مفعول بلكه صرفا مجرور بواسطة « لام تعليل » مىباشد .
سپس مصنّف گويد :
از أموري كه موجب حصول قطع ببطلان مقاله أبو حيان است حكايتى است كه سيبويه نموده وگفته است أهل لسان جمله : كتبت اليه بان قم را استعمال مىكنند وهمانطورى كه ملاحظه مىكنيم فعل « امر » در اينجمله صله براي « ان » قرار گرفته است .
البتة أبو حيّان از اينمثال جواب داده وگفته : باء احتمالا زائد باشد مانند باء زائده كه در قول راعى نميرى آمده :
هن الحرائر ، لا أرباب اخمرة * سود المحاجر لا يقرأن بالسّور