تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
ومانند : فإذا لا يؤتون الناس نقيرا ( پس در اين هنگام حتى هسته خرمائى بمردم نميدهند ) . شاهد در « لا يؤتون » است كه با رفع قرائت شده ونصبش نيز جايز است چون « إذا » بعد از فاء قرار گرفته . البتة در قرائت شاذى هردو آية با نصب نيز قرائت شده‌اند .

تحقيق مصنّف

مصنّف گويد : تحقيق آنستكه بگوئيم : وقتي گفته شود : ان تزرني ازرك واذن أحسن إليك . اگر « واو » را عاطفه به جواب بدانيم يعنى ملتزم شويم « اذن أحسن إليك » معطوف است به « ازرك » مجزوم مىباشد وبدين ترتيب عمل « اذن » در آن باطل مىگردد چه آنكه اذن در حشو واقع شده است . واگر آنرا عطف به مجموع دو جمله بگيريم . رفع ونصبش هردو جايز است زيرا بر اذن كلمه « واو » عاطفه مقدّم شده است . بعضي گفته‌اند : نصب آن واجب ومتّعين است زيرا جمله بعد مستأنف مىباشد . ونيز مىتوان وجه نصب را با تقرير ديگر بيان نمود وآن ايستكه : جمله « واذن أحسن إليك » با واو به جمله اوّل كه شرط باشد عطف شده وچون معطوف عليه اوّل است معطوف بآن نيز اوّل محسوب ميشود . سپس مصنّف گفته : ومثل آنست جمله : زيد يقوم واذن أحسن اليه . اگر « واذن أحسن اليه » به جمله فعليه يعنى « يقوم » عطف باشد حتما لازمست « أحسن » مرفوع قرائت گردد زيرا به جمله خبر كه در مرتبه دوّم قرار گرفته معطوف است