تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
قرب حقّ با عاشقان دمساز شد * پس به روشان باب رحمت باز شد در نظاره جمله آن مه طلعتان * جلوه‌گر شد بهرشان باغ جنان كربلاء شد بهر آنها كوه طور * بهر آنها شد عيان حور و قصور پس بگفتا آن شه لب‌تشنگان * اين مقام زان تو باشد اى فلان من نديدم باوفاتر اين زمان * بهتر از اصحاب خود اندر جهان چون به جاى خويشتن كردند سير * با ادب بگشود لب آن دم زهير اى امام و پيشواى انس و جان * اى به حكمت جملهء كون و مكان جان فدايت اى عزيز مصطفى * جان چه قابل هست در كوى شما ور بكويت مىكشندم صد هزار * چون عسل شيرين برم اى شهريار بند بندم را كنند از هم جدا * مىنخواهم رفت از كوى شما پس حبيب بن مظاهر آن زمان * گفت كارى محبوب خلّاق جهان غم مخور جان را به قربانت كنم * جان فداى كوى جانانت كنم