يك طرف در عيش و عشرت اشقياء * يك طرف در آه و شيون ، انبياء
يك طرف داد عطش از كودكان * يك طرف اندر تزلزل ، قدسيان
يك طرف اصحاب بنموده قيام * چون بنات النّعش در دور امام
يك طرف شه در مناجات و دعاء * يك طرف بىشرمى قوم دغا
يك طرف ليلى چو ابر نوبهار * بهر اكبر متّصل او اشگبار
يك طرف عبّاس آن كان وفا * تيغ در كف ، در كشيك خيمهها
در سخن ، آن شاه با اخيار شد * محفلش چون خالى از اغيار شد
پس به درويش خواند اصحابش تمام * يك به يك را جملگى از خاص و عام
گفت اى انصار و اى ياران من * اى وفاداران و جانبازان من
پس گشود آن دم لب معجز بيان * گفت كاى بركوى جانان عاشقان
يك اشاره كرد سوى عاشقان * باز شد آن ديدهء حق بينشان
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩٥