آيا بگريم برآن خورشيدهائى كه از سر نيزهها طلوع كرده بود و به جانب شام از براى آن ولد الزنا هديه مىبردند
ءابكى عليلا قيّدوه بنو الزّنا * و قد كان من اهل النّبوّة باقيا
آيا بگريم برعليل و بيمارى كه اولاد زنا او را به قيد و زنجير درآورده بودند در حالىكه آن حضرت يادگار و باقىمانده از اهل بيت نبوّت بود
ءابكى اسارى اهل بيت محمّد * اسرن عرات ليتنى كنت واقيا
آيا بگريم براهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه ايشان را بدون اساس و لباس اسير كرده بودند ، اى كاش كه من بجاى ايشان اسير شده بودم .
رزيتم زرائا آل طه رزيّة * يجدّد همّا كلّ من كان سامعا
گرفتار و مبتلا شديد اى آل طه به بليّهاى چند كه بناچار تازه مىگرداند همّ و غمّ هركسى را كه آنها را بشنود .
فو اللّه رزء لا نطيق سماعه * فديكم بنفسى كيف انتم شافيا
به خداوند عالم سوگند به بليهاى چند گرفتار شديد كه ما را تاب شنيد آنها نيست ، اى جان من به فداى شما شود نمىدانم كه چگونه شما آرام گرفتيد و به صبر گذرانيديد .
فيا نفس ما تلك المصائب فاندبى * و كونى من الباكين فيهم تأسفا
پس اى نفس من اين چه مصائبى است كه مىشنوى ، بعد از شنيدن آنها نوحه كن و خود را از گريهكنندگان و تأسفخورندگان براين بزرگواران گردان .
مرحوم اقدسى در توصيف اين شب غمانگيز فرموده :
شب ماتم خسروكم سپاه * چو شه تا سحر سوخت قنديل ماه
همى چشم افلاك انجم گريست * هم عيسى به چرخ چهارم گريست
ملائك بجان شمعى افروختند * گريستند از آن شمع هم سوختند
كدام است صاحبدل و هوشيار * كه سوزد به آن شمع پروانهوار