چه باران هنوز از جفاى يزيد * چكد خون ز قنديل شاه شهيد
از آن روضه تا صبح آيد حزين * همى ناله خضر و روح الامين
و مرحوم سيّد مدّاح اين شب غمبار ار اين گونه توصيف كرده :
شام عاشوراء به دشت كربلاء * شد قيامت اندر آن ماتمسرا
محشر كبرى در آن شب آشكار * شد بهشتى دوزخى با هم دچار
نوريان در ذكر يا ربّ تا سحر * ناريان در فكر مال و سيم و زر
نوريان در ذكر قرآن مجيد * ناريان در فكر فرمان يزيد
نوريان از تشنگى اندر تعب * ناريان مشغول در لهو و لعب
نوريان در ذكر و حمد كردكار * ناريان مشغول در شرب و قمار
نوريان يكسر همه در شور و شين * تا كنند جان را به قربان حسين
ناريان تخم عداوت در نهاد * داده دين از كف به فرمان زياد
يك طرف بانگ هياهوى سپاه * يك طرف داد عطش از خيمهگاه
يك طرف زينب به افغان و خروس * يك طرف زهراء به جنّت نيلپوش