تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
انّى قد اذنت لكم فانطلقوا جميعا فى حلّ ليس عليكم منّى ذمام . پس از حمد و ستايش يزدان پاك ، من اصحابى را باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و اهل بيتى را نيكوتر و اصيل‌تر از اهل بيت خود سراغ ندارم پس خدا از طرف من به شما پاداش و اجر نيكو عطاء فرمايد ، اى ياران گمان نمىكنم از دست اين قوم غير از فردا روز ديگرى را داشته باشيم ، بدانيد من به شما اذن دادم و بيعت خويش را از عهده شما برداشتم ، پس راه خود را پيش گيريد و به هركجا كه مىخواهيد برويد . هذا اللّيل قد غشيكم فاتّخذوه جملا ثمّ ليأخذ كلّ رجل منكم بيد رجل من اهل بيتى ثمّ تفرّقوا فى سوادكم و مداينكم حتّى يفرج اللّه . الآن شب است و تاريكى آن شما را پنهان داشته لذا تاريكى را براى خود شتر و مركب قرار داده هريك از شما دست يكى از اهل بيت مرا بگيريد و متفرّق شده و به شهرها و ديار خود رويد تا خدا در كار شما فرج عطا فرمايد مرا با اين لشكر واگذاريد . فانّ القوم انّما يطلبونى و لو قد اصابونى فى الهواء عن طلب غيرى اى ياران اين گروه غير از من طالب ديگرى نيستند و من از دست ايشان جان بدر نخواهم برد و اگر در هوا هم بروم مرا خواهند گرفت و خونم را خواهند ريخت . اظهار وفادارى حضرت قمر بنى هاشم سلام اللّه عليه به امام عليه السّلام سخن امام عليه السّلام كه به اينجا رسيد اصحاب و ياران آن حضرت گريستند و اوّل كسى كه ايستاد و در جواب آن جناب اظهار ثبات و ايستادگى نمود حضرت ابو الفضل قمر بنى هاشم بود آن بزرگوار با برادرها و برادرزاده‌ها و بنى اعمام از كلمات غم‌انگيز و حاكى از غربت امام عليه السّلام سخت متأثر و دلتنگ شده لذا از زبان خود و ساير شهزادگان محضر مبارك برادر عرضه داشت :