تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
من فدايت اى شه مالك رقاب * ريش را از خون سر سازم خضاب جان چه قابل در رهت اى بىنظير * سينه را سازم هدف در پيش تير پس تمام يار و انصار كبار * يك به يك اندر سخن با شهريار ما همه باشيم در فرمان تو * جان شيرين را كنيم قربان تو شاه گفتا اى هواداران من * اى به كوى عشق سربازان من صبح در اين دشت بس غوغا شود * كربلاء از خون ما دريا شود كربلاء فردا شود بيت الحزن * دستها گردد جدا سرها ز تن دست عبّاسم شود از تن جدا * مىشود زينب اسير اشقياء پاره از شمشير ، جسم اكبرم * تير پيكان برگلوى اصغرم زير سمّ اسبهاى اشقياء * جسم قاسم مىشود چون طوطيا شمر خنجر مىكشد برحنجرم * مىبرد لب تشنه سر از پيكرم